
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل
-
سایت مقام معظم رهبری
-
سایت آیت الله مکارم شیرازی
-
سایت آیت الله نوری همدانی
-
سایت آیت الله فاضل لنکرانی
-
سایت آیت الله سیستانی

![]() مناجات شب قدری با خداوند کریم
رمضان است و ماه نیـمهٔ بدر شب تـقـسیم زندگی، شب قدر شب قدر است و من همان تنها دورم از هـیهی و هـیـاهـوها نیـسـت قـرآن بـرابـرم امـشب دست مولاست بر سرم امشب ای خـدای بــزرگ بـنـدهنـواز خالـق لحـظـههای راز و نیاز مـیچـکـد شـور تـو در آوایـم مـیزنـی مـوج در دعـاهــایـم شب قدر است و میکنی تقسیم بـرسـان سـهـم دوسـتـان یـتـیم سهم من چیست؟ بندگی کردن پاک و پـاکـیـزه زندگی کردن بار من ای یگانه سنگین است سبُکم کن که سهمِ من این است لطف داری به دست کـوتـاهم میدهی آنچه را که میخواهم ای سـؤالِ مرا هـمیـشه جواب ای سبب! ای مسبِّب! ای اسباب! با من ای مـهـربان، مدارا کن گره از کار بـسـتهام وا کن... ای خـدا، ای خـدای نـومیـدان زنـدهٔ تـا هـمـیـشــه جــاویـدان ای ســزاوار گـریــه و خـنـده مـهـربــانِ هـمــاره بـخـشـنـده پــاکـبـازم اگـرچـه گــمـراهـم از تو غیر از تو را نمیخواهم بـار تـشـویـش از دلــم بـردار وَ قــِــنا ربّـنــا عــذاب الــنـّار شب قدر است و من چنین بیتاب اِفــتــَتِـح یـا مـفـتــّح الابــواب
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات ماه رمضانی با خداوند کریم
از اینکه غافل از یک ماه غفرانم، پشیمانم که عمرم رفت اما غرق عصیانم، پشیمانم الهی! لا تُبَذِّرْ گـفـتی اما من نـفـهـمـیدم من از اسراف در سرمایۀ جانم، پشیمانم به جای پینۀ سجاده بر پیشانیام اخم است نشد گاهی یتـیـمی را بخـندانم، پشیمانم به هر سو میروم از من گریزانند انسانها اگر دیدی که از خود هم گریزانم، پشیمانم به من از سفرۀ احسان تو روزی رسید اما اگر شد صرف عصیان لقمۀ نانم، پشیمانم چطور از سر بگیرم با مناجاتت قرارم را؟ نمیدانم فـقـط اینـقـدر میدانم پـشیـمانم سراپا اعترافم، دوست داری بشنوی؟ باشد پشیـمانم، پـشیـمانم، پـشیمانم، پـشیـمانم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات شب جمعه ای ماه مبارک رمضان با خداوند کریم
پهن شد سفرۀ احسان، همه را بخشیدی باز با لطف فـراوان هـمه را بخـشیدی ابر وقـتـی که بـبـارد هـمه جا میبـارد رحمتت ریخت و یکسان همه را بخشیدی گـفـته بودند به ما سخت نمیگـیری تو همه دیـدیـم چـه آسـان همه را بخشیدی یک نفر توبه کـند با همه خو میگیری یک نفر گشت پشیمان، همه را بخشیدی پس گـنـهکاریِ امروزِ مرا نـیز ببخـش تو که ایـام قـدیـم، آن همه را بخـشیدی حیف از ماه تو که خرج گـناهان بشود تو همان نیمۀ شعـبان همه را بخـشیدی داشت کارم گره میخورد ولی تا گفتم: "جانِ آقای خراسان" همه را بخـشیدی بیسبب نیست شب جمعه شب رحمت شد مادری گفت "حسین جان"، همه را بخشیدی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات ماه رمضانی با خداوند و روضۀ سیدالشهدا
عبد ضعـیف، تابِ قهـر و تـشر ندارد جـز آسـتـانِ ربّـش، جـایی دگر ندارد بـنـده رسـیـده امـا با کـولـهبـار خـالی نزد رئوس الأشهاد، جز چشمِ تر ندارد بیچارهتر کسی از این تحبسُ الدعا نیست درد است که دعـایم دیگـر اثـر ندارد لـطـفی مرا کـشـانـده بر آسـتـان تـوبه این لطف از کجا بود؟! روحم خبر ندارد حُسن توکلم بر دست دعای زهراست گرچه مـحـبی از من آلـودهتـر نـدارد خیر و صلاح طفلِ خورده زمینِ خود را هرگز شبیه مادر، کس در نظر ندارد شبزندهدار بودن، کار علی و زهراست جز اقتدا به عشقش، عاشق هنر ندارد آقـایـی عـلـی را هر سـائـلی چـشـیـده او از گـنـاهـکـاران هم چشم بر ندارد مستیِ ناب، از چیست؟ انگور مرقد او حتی درخت فردوس، چون آن ثمر ندارد راه نجـات یعنی کـربو بـلا، زیارت قلبم جز آن حوالی، شوق سفـر ندارد فیض سحر تماماً از گریه بر حسین است بی فیضِ ذکر روضه، فیضی سحر ندارد زهـرا رسیده نزد جسم حـسیـنـش اما جسم عزیز زهرا، ای وای سر ندارد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات ماه رمضانی با خداوند و روضۀ سیدالشهدا
خشکی چشمان من یعنی که شیدا نیستم لایق مجـنون شدن در کـوی لیلا نیستم عبد بودن را خودت یادم بده مولای من تا در آغـوش تـوأم در بـنـدِ دنـیا نیستم آرزوهای دراز انگار کورم کرده است مرگ در پیش است و من در فکر فردا نیستم فیض خلوت در سحرها یک به یک از دست رفت آه... من آمـادۀ شبهـای احـیـا نـیـسـتم هر چه باشم حیدر کرار آقای من است واسطه آوردهام با خویش؛ تنهـا نـیستم سینهام تنگ است! تنگِ دیدنِ صحنِ نجف من حریف این دل بیتاب رسوا نیستم کربلا اربابمان با نیزهها افـطار کرد من دم افـطار فکـر نان و خـرما نیستم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات ماه رمضانی با خداوند و روضۀ سیدالشهدا
رسید عـطر منـاجـات و گَـردِ غم رفته به شوق بـخـشـش یـارم چنین دلم رفته یـقـین که اشک پـشیـمانیاش زیاد شود هر آن کسی که به قربان دوست کم رفته امان از این لبِ از فیض توبه جا مانده امان از این دلِ در خواب دم به دم رفته: خدا که هست! چرا رفته در پی خلقـش صمد که هست! چرا در پی صنم رفته گـنـاه کـردهام و قـلـب من شده تـاریک گــنـاه کـردهام و نـور صـورتـم رفـتــه نـظـیـر مـاه مـبـارک کـجـا کـنـم پـیـدا! درنگ اگر کـنم این وقت مـغـتـنم رفته زمـان پـاک شـدن شد، تـمـامی اسـبـاب برای تـوبه مـهـیـاست، روی هم رفـته! حسین گـفـتم و راهم دوباره شد هموار بس است هر چه دلم بین پیچ و خم رفته دوباره با منِ هجرانزده چه همدرد است هر عاشقی که شب جمعهای حرم رفته
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات ماه رمضانی با خداوند و روضۀ سیدالشهدا
نازم به این خـدا که گنهکار میخرد هر روزهدار را دَم افـطـار مـیخـرد بـا آبـروی رفـتـه به مـیـهـمـانی آمدم هـربـار آبــروی مـرا یــار مـیخـرد یک لحـظه هم کـنـار نزد پـردۀ مـرا با احـتـرام حـضرت سـتـار میخـرد من روی آمدن به ضـیـافـت نـداشـتم اما دلم خوش است که غفار میخرد اشک جوان ز گونۀ چشمش که میچکد بـار گـنـاه او بـه شـب تـار مـیخـرد رو میکـنـیم سـوی کـرم خـانۀ کریم اینجا نـدیـده صاحـب آن بار میخرد در روز حشر هم به امیر نجـف قسم ما را به عـشق حـیـدر کرار میخرد حُب علی هدیۀ مخصوص فاطمه است ما را به این بـهـانه خـریدار میخرد در حسرت یَـمُت یَـرَنی میکـشد مرا حـیدر غـلام خود دَم دیـدار میخـرد باب الرضای صحن نجف باب جنّت است اینجا بهـشت، نـاز گـنـهکـار میخرد ما را به نام تـشنه لب کـربـلا حسین با یک سلام لحـظـۀ افـطـار میخـرد اذن دخـول کـربـبـلا نـام زینب است زینب فـقـط گـدای گـرفـتـار میخرد هرکس که مویش از غم زینب سپید شد او را یقین کنید که عـلـمدار میخرد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات ماه رمضانی با خداوند و روضۀ سیدالشهدا
مژده! ای چشم انتظاران! ماه مهمانی رسید ماه تـوبه، وقت اظهار پـشـیـمانی رسـید اشک شوق، اذن دخول میهمانی رفتن است بـنـدۀ آلـودهای بـا چـشـم بـارانـی رسـید از پی "لَا تَـقـْنَـطُوا مِنْ رَحْـمَةِ اللَّه" آمدم آیهای خـواندم بشارتهای قـرآنی رسید امتحان سخت ما ذبح هوای نفس ماست خنجری برداشت ابراهیم؛ قربانی رسید لطف او نگذاشت حتی بندهاش لب تر کند هرچه در این ماه از ذهنم گذشت آنی رسید از همان بدو تولد رزق ما دست علیست از نجـف در سفـرۀ ما لـقـمۀ نانی رسید سفرۀ افـطارمان را پهن کردیم و از آن عطر و بوی زعفرانهای خراسانی رسید کاش میشد مثل حُر ما را بغل گیرد حسین غرق در دلـواپـسی عـبد پریشانی رسید محـفل نورانی ما روضه کم دارد فـقـط مویه باید کرد وقت مرثیه خوانی رسید
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات و استقبال از ماه مبارک رمضان
بیـا و قـدر بـدان دسـتهـای خـالـی را و از شـمـیم دعـا پُر کن این حوالی را بـیـا کـه مـاه خـدا و بـهـار قـرآن است بـیـا کـه قــدر بـدانــیـم ایـن لـیــالـی را مـبـاد بی ثـمـر از این بـهـار برگـردیم ببار و یکشـبه بردار خـشکسالی را بیا که موعد «اُدعونی اَستَجِب لَکُم» است «تَعال» را بـشـنو، سِیر کـن تعالی را به جای حسرت پرواز در هوای وصال وسـیـلهٔ سـفـرت کـن شـکـسـتهبـالی را دوباره شب به دعا افتتاح شد، برخیز! بـخـوان دعــای ابـوحـمـزه ثـمـالـی را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات اول ماه رمضانی با خداوند و روضۀ سیدالشهدا
به خواب غفلت اگر ماندهام سحرها را ولی صدا زدهای عبد بیسر و پا را بیا همین شب اول بگـو که بخشیدی بیا هـمـین شب اول قـبـول کن ما را گـنـاه، پـشـتِ گـنـاه آمد و زمـینم زد چنان که برده ز یادم مسیر دریـا را به گـریۀ سحـری کاش عـادتم بدهی کـمی به من بچـشـان لـذت تمـاشا را اسـیر غـفـلـتم و مرگ رفـته از یادم بگو چه کار کنم قبر و هول آنجا را به آبـروی عـلـی... آبـروی ما نرود به زیر پـرچـم اوئـیـم صبحِ فـردا را به عشق شاه نجف عاقبت به خیر شویم اگر عـلـی بـزند پـای نـامه امضا را به غیر روضه به جایی نمیبرم راهی رها نمیکنم این تکـیـهگاه و مأوا را نگـیـر از من بیـچـاره کنج هیئت را نگـیـر از من دلمرده این مسیحا را کـفـن برای تو پـیـدا نـشـد عـزیـزالله حصیر شد کـفن شاه... کارِ دنیا را!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات و استقبال از ماه مبارک رمضان
السلام ای مـاه پـنهـان پشت استهلال ما ما به دنبال تو میگـردیم و تو دنـبال ما ماهِ پیدا، ماه پنهان، ماه روشن، ماه محو رؤیت این مـاه یـعـنی نـامـۀ اعـمـال مـا خاصه این شبها که ابر و باد و باران با من است خاصه این شبها که تعریفی ندارد حال ما کاش در تقدیر ما باشد همه شبهای قدر کاش حَـوِّل حـالـَنـاییتـر شود احوال ما ما به استقبال ماه از خویش تا بیرون زدیم ماه با پـای خـودش آمد به اسـتـقـبـال ما گوشۀ چشمی به ما بنمای ای ابروهلال تا همه خـورشید گردد روزی امسال ما
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات و استقبال از ماه مبارک رمضان
دوسـتان مـژده که ماه رمـضان میآید وقت آمـرزش هر پیـر و جـوان میآید میتوان کرد نـثـار قـدمـش جان عزیز کـه ز درگـاه خــداونـد جـهـان مـیآیـد سفرۀ رحمتش افـتاده و این ماه شریف به خـبـر کـردن مـا بـیخـبـران میآیـد صیقلی از مه نو در کف روشنگر فیض بـه جــلا دادن آئــیــنــۀ جــان مـیآیــد تا کـند پاک ز آلایـش عـصیان همه را موج رحمت ز کران تا به کران میآید نیست مه، بلکه هماییست که از اوج شرف بر سر خـلـقِ جـهـان بـالفـشان میآیـد تا به شب، ابر کرم فیض و عطا میبارد تا سحـر، تـیـر دعـاهـا به نـشان میآید گل بچین زین چمن فیض، که ده روز دگر گلشن عـمرِ تو را فـصل خـزان میآید عمل خویش، تو امروز نکو کن «واعظ»! که بد و نیـک تو فـردا به مـیان میآید
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات و استقبال از ماه مبارک رمضان
دل من فرصت مـسـتی است بیا نـوبت عـهـد الـسـتـی اسـت بـیـا در مــیــخــانــه دوبــاره وا شـد مــوسـم مـسـتـی بـی پــروا شـد مست شو تا به سحر هروله کن سعی کن سعی خودت را یله کن یـلـه از غـیـر خـدا شـو دل مـن عشق و ایمان و صفا شو دل من گوش کن نغـمۀ "شهـر رمضان الــذی اُنــزِلَ فِــیــه الـــقُـــرآن" فـصـل زیـبـای مـنـاجـات رسید بـا خــدا وقـت مــلاقـات رسـیـد فـصل گـل کردن آیـات حضور وقت پـرواز دل از شب تا نـور وقــت آدم شــدن و نــاب شــدن هم نفس با شب و محراب شدن سفرۀ رحمت حق گسترده است از فلق تا به شفـق گسترده است جوشن و ذکر و توسل زیباست جوشش فیض و تفضل زیباست رمضان مـاه خـدا ماه عـلیست مـحـرم زمـزمه و آه عـلـیسـت سجده در خون چه تماشایی بود سـحـر وصـل چـه رؤیـایی بود سـرخ شـد چــهــرۀ آئــیــنــۀ او شـد روا حــاجـت دیــریــنــۀ او اسـتـجـابـت گـل نـجـوایـش شـد راهـی روضــۀ زهــرایـش شـد مـرکـب ثــانــیــه هـا مـیگــذرد رمـضـان اسـت هـلا! میگـذرد در تب جـرم و خـطا سـوخـتهام چـشـم بر لـطـف خـدا دوخـتـهام بـه دل خــســتـۀ مــولا یــا رب بـه نــمـاز شـب زهــرا یــا رب سـوخـتـه حـاصـل ما را دریاب بـه نـگـاهـی دل مــا را دریـاب
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() وداع با ماه شعبان و ورود به ماه مبارک رمضان
رود شعـبان، رسد ماه خدا آهستهآهسته رسد مـاه خـدا ، مـاه عـطا آهـستهآهسته دلم نام خدا سر میدهد آماده باش اکنون که باید گشت با دل هم صدا آهستهآهسته اگر که وصل میگردیم بر ماه صیام اما شویم از ماه شعبان هم جدا آهستهآهسته رسد ماه صیام، از حنجر گلدستهها یاران به پـیـچـد بـاز صوت رَبَنا آهـستهآهسته رسد ماه گذشت از بندۀ اهل خطا برخیز مُبرا کن دل خود از خـطا آهـسته آهسته بود ماه عبادت، چشمه آب حیات ای دل بنـوش از چـشـمه آب بـقا آهـستهآهـسته چه زیبا رَبَّنا اِغْفِرْ لَنا بنـشسته بر لبها بیا تکـرار کن اِغْـفـِرْ لَنا آهـسته آهـسته بلای معصیت افتاده بر بال و پرت افسوس رها کن خویش را از این بلا آهستهآهسته گدایی کن ز درگاه الهی آنچه میخواهی که خرج خویش میگیرد گدا آهستهآهسته به اشک دیده زین ایام باقیمانده از شعبان بده جان و دل خود را صفا آهستهآهسته شود هر روزهداری تشنه اما سوخت میباید به یـاد تـشـنـگـان کـربـلا آهـستهآهـسته اگر گیرد عطش دامان جانت را بیا "یاسر" بگـیـر آتش ز داغ نـیـنـوا آهـستهآهـسته
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات پایان ماه رمضانی و روضۀ سیدالشهدا علیهالسلام
سفره را جمع نکن، باز گدا پشت در است باز کن در به رویم، آبرویم در خطر است رحم کن، آتش هجران جگرم را سوزاند چونکه اسمم پس از این رهگذر دربدر است همه رفـتـند و من بیسر و پا جامـاندم آنکه آلوده و بیکس شده این یک نفر است آشـنـاهـا چـقـدر بـر سـر من داد زدنـد آنقدر بنـدۀ تو وقت گـناهـان قـدر است دست خـالی مرا هیچ رفـیـقی نگـرفت خرج بیچارگیام گردن این چشم تر است کمکم کن که زمین خوردن من نزدیک است آنچه که وزر و وبالم شده این زخم پر است بـاز ذکـرم شـده امـشـب بـعـلـیٍ بـعـلی چه کنم! هر قسمی غیر علی جان ضرر است چونکه مهمان شب اول قبرم حسن است عفوت از آنچه که فکرش بکنم بیشتر است میرسد وقت سحر، عطر و بوی کرببلا هر نسیمی که میآید طرفم خوش خبر است مــادری کـاسـۀ آبـی تــه گــودال آورد آه! چشمش به لب خاکی و خشک پسر است گفت اگرچه ز در خانه لگد خوردم من چکـمۀ قـاتـل تو باعث درد کـمر است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات پایان ماه رمضانی و روضۀ سیدالشهدا علیهالسلام
شب آخر رسید اما برای عاشق آغاز است که عاشق خوب میداند سحر هنگامِ پرواز است اگر این است آقایم ندارد سفرهاش پایان ضیافت خانهاش شُکرِ خدا هر روز و شب باز است خدا را شُکر در سی شب مرا دارالشفا آورد همین که دید بیمارم دلم لبریز امراض است خدا را شُکر مهمانِ امامی مهربان بودیم چرا ما آمدیم اینجا میان ما و او راز است خدایا کاش سال بعد سحرها در بقیع باشیم که در صحن حسن یک طورِ دیگر گریهها ساز است و شبها جمع میگردیم گِردِ مرقدش آنجا کنارِ پنجره فولادِ زهرا که پُر اعجاز است توسل کن توکل کن خدا هست و خدا کافی است چه غم در پیش راه تو هزاران دست انداز است خدا را کاش بنویسند در این شب برای ما امامش را نَه سربار است بلکه خوب سرباز است حسین است و لبی خشک و... صدای لشکری سیراب کسی رو میزند که روی دستش کودکی ناز است الهی بشکند دست و کمان حرمله، بد زد رُباب است و همین روضه: ببین چشم علی باز است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات پایان ماه رمضانی با خداوند کریم
یـا رب بـیـا نـیـایـش ما را قـبـول کـن از بـنـدۀ حـقـیـر تـو مــولا قـبـول کـن سی روز در حضور تو ما سجده کردهایم این سجـدههای ناقـص ما را قبول کن یک مـاه میـهـمـان تو بودیم ای کـریم ما را تو سـائـلان هـمـیـنجا قبول کن در امتحان بـنـدگیات سرشکـسـتـهایم من اعـتـراف میکـنـم، امّـا قـبول کـن مهـمانیات تمام شد و سفـره جمع شد مـا را هـنـوز تـشـنـۀ دریـا قـبـول کن شـبهـای قــدر ذکـر عـلـیٍ عـلـیّ مـا پـیـچـیـد در عــوالـم بـالا، قـبــول کـن ما که نماز و روزۀ خـوبـی نـداشـتـیم امّا به جـان حـضرت زهـرا قبول کن با اشک شرم خویش «وفایی» نوشت و گفت یک شاخه گل به رسم هدایا قبول کن
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات پایان ماه رمضانی با خداوند کریم
چشم تا بر هم زدم، یک ماه مهمانی گذشت لحظههایی مملو از الطاف رحمانی گذشت رفت از کوی و خیابان سفرهاش را جمع کرد ای دل غافل! کجا بودی فراوانی گذشت تشنگی گاهی برایم روضه میخواند از حسین ظهر با لبهای تشنه چشم بارانی گذشت بعد از این سی روز روزه از خودت حتی بترس چند روزی را که شیطان بود زندانی گذشت شادی فطر آمد اما غم دلم را برده است چشم تا بر هم زدم یک ماه مهمانی گذشت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات پایان ماه رمضانی با خداوند کریم
عطـر بهار از سر کـوه و کـمر گذشت پـروانـهوار آمـد و پـروانـهتـر گـذشـت آبـیتــر از زلالـی تــرتـیـلهـا رسـیــد جاریتر از طنین دعـای سحـر گذشت پیمانههای لب به لب از تشنگی کجاست؟ دورِ شکـسـتهحـالی چـشـمانِ تر گذشت من زندهام به شادی این دست خاطرات من زندهام به گرمی اینگونه سرگذشت کو آسمان؟ کجاست رهایی؟ کجاست ماه؟ دردا دو روز عمر که بیبالو پر گذشت زُل میزنـد به لحـظۀ دلـتـنگی غـروب نخلی که روزگار بر او بیثـمر گذشت یک مصرع است و قصۀ هر سالۀ من است: در خواب بودم و رمضان بیخبر گذشت خوش باد حال آنکه در این ماه زنده شد خوش باد حال آنکه در این ماه درگذشت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات پایان ماه رمضانی با خداوند کریم
تن از تو گرفتهست شکوفایی و جان هم آری تن و جان از تو شکوفاست، جهان هم مشـغـول تو بودند در این مـاه دلانگـیز تنهـا نه فـقـط عـابـد و زاهـد، دگران هم امـا نـتـوانـسـت کـه از خــوابِ زمــانــه بـیـدار کـنـد جــان مـرا بـانـگِ اذان هـم سرگرم خود آنگونهام ای دوست که چندیست جـاری نـشـده نـام تو حـتی به زبـان هم از چشمۀ رحمت که روان بود در این ماه لب تشنگیاش ماند برای من و آنهم... هـر گـاه نـشـسـتـم وسـط روضــۀ سـقــا شرمنده شدم از خود و از سینهزنان هم تا خـواستم اینبـار بـیایم به خودم، رفت از دستِ منِ سر به هوا، این رمضان هم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات با خدا و روضۀ سیدالشهدا علیهالسلام
هر کجا جا مـانده بودم آمدی دنبال من بیـشـتر از مـادری دلـواپـس احوال من با خـجـالـت آمدم یا رب به مهـمانی تو آمـدی با روی بـاز اما به استـقـبال من تو رفیق نا رفـیقی مثل من هم میشوی گرچه ذاتا بینیازی از من و امثال من طاقت آتش ندارد این بدن یا رب ببخش حال و روزم را ببین و رحم کن بر حال من گرچه نعمتهای خود را خرج من کردی ولی خرج راه تو نشد یکبار هم امـوال من گرچه ممکن نیست اما کاش در روز حساب در شلوغی گم شود پـرونده اعـمال من بی علی یک دم نمیمانم خدایا در بهشت کل نعمتهای جنت هم که باشد مال من گر حسین از ما گنهکاران شفاعت میکند پس میارزد تا بسوزد مثل فطرس بال من ای خدای کعبه و ششگوشه قسمت میکنی؟ کربلا و مکه باشد روزی هر سال من؟ آروز دارم بـیـام کـربـلایت یـا حـسـیـن تـا ابـد دورت بگـردم کـعـبـه آمـال من دخـترت شام غـریبان گـفت بابا بعد تو رفت غارت گوشوار و سرمه و خلخال من
: امتیاز
|